در کودکی،نوجوانی و جوانی:

انسان اگر با تشویق زندگی کند می آموزد با اعتماد به نفس باشد 

انسان اگر با عناد و دشمنی زندگی کند می آموزد کینه جو باشد 

انسان اگر با مقبولیت زندگی کند می آموزد عشق بورزد 

انسان اگر با ترس زندگی کند می آموزد بهراسد 

انسان اگر با تایید زندگی کند می آموزد خودش را دوست بدارد 

انسان اگر با ترحم زندگی کند می آموزد احساس بدبختی کند

انسان اگر با شناخت زندگی کند می آموزد هدف داشته باشد 

انسان اگر با مسئولیت ها و پذیرش آنها زندگی کند می آموزد مسولیت پذیر باشد 

شما چگونه زندگی می کنید؟

 


گاهنامه رنگارنگ

 

 

 

به کانال تلگرام گاهنامه رنگارنگ بپیوندید:

t.me/wwwgahnamerangarangir

 

27 آذرماه سالروز شهادت آیت الله دکتر مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه گرامی باد.
شهید آیت الله دکتر محمد مفتح از جمله ون روشنفکر و روشنگری بود که نقش مهمی در نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی ایفا نمود. ایشان، همچنین قدم های موثری در راه ایجاد وحدت بین حوزه های علمیه و دانشگاه و دوقشر و دانشگاهی برداشت.  این روز به پاس تلاش های آن بزرگوار روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاری شده است
شهید آیت‌الله دکتر محمد مفتح در سال ۱۳۰۷، در خانواده‌ای در همدان متولد شد. پس از فراگیری مقدمات، راهی قم شد و در محضر بزرگانی چون امام خمینی، علامه طباطبایی و استفاده نموده و خود مدرسی بزرگ در حوزه گردید. ایشان در حالیکه استادی بزرگ در قم بودند، پا به عرصه دانشگاه گذاشته و تا درجه دکترا ادامه تحصیل دادند. شهید مفتح که توطئه استعمار در جدا نگاه داشتن دو قشر دانشگاهی و ، از هم را با تمام وجود احساس کرده بود، ایجاد وحدت میان این دو قشر مهم جامعه را وجهه همت خود قرار داد و در کنار آموزش و تدریس و تربیت نیروهای جوان به مبارزه با رژیم پهلوی پرداخت.
 

لطفا برای مطالعه ادامه بر روی گزینه ادامه مطلب بر زیر همین پست کلیک کنید.

به کانال تلگرام گاهنامه رنگارنگ بپیوندید:

t.me/wwwgahnamerangarangir


گاهنامه رنگارنگ

خودش گفته:
:zap:یَدُاللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ:zap:
یعنی بندهٔ من
نگران فردایت نباش
از رفتار آدمهای اطرافت
دلگیر نباش
:fallen_leaf:کاری از آنها برنمی‌آید
تامن نخواهم برگ ازدرخت نمی‌افتد

 

 

به کانال تلگرام گاهنامه رنگارنگ بپیوندید:

t.me/wwwgahnamerangarangir


گاهنامه رنگارنگ

 

 

 


به گفته برهانی، تعداد کمی از اصحاب امام حسن عسکری(ع) به رهبری عثمان بن سعید عمری باور داشتند و گفتند که وی پسری داشتند که جانشین مشروع برای امامت است. طبق گفته عمری، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود؛ زیرا ترس آن می رفت که توسط دولت عباسی دستگیر و به قتل برسد. 
به گفته وی، این دیدگاه اگرچه در ابتدا در اقلیت بود؛ اما به مرور زمان به دیدگاه تمام شیعیان تبدیل گردید که شیعیان فعلی دوازده امامی را می توان پیرو این طرز فکر دانست. 

به باور این عالم دینی، روز جمعه هشتم ربیع الاول سال ۲۶۵ هجری قمری، امامت حضرت مهدی(عج) آغاز گردید. گفتنی است که ولادت امام زمان(عج) در روز جمعه بوده و همچنین آغاز امامت آنحضرت و نیز بنا بر نقلی که از نطر شیعه بسیار مشهور است، ظهور امام هم به روز جمعه خواهد بود و همینطور یکی از اسامی آنحضرت نیز جمعه است. 

وی روایتی را از زبان ابوسهل که یکی از افراد مورد وثوق امام حسن عسکری(ع) بوده نقل کرده افزود:"او گفته است من در نزد امام حسن عسکری(ع) بودم، در حالی که وضع صحی امام منقلب بود و هر لحظه نیروهای بدنی او رو به تحلیل می رفت، در همین لحظه، حضرت مهدی(عج) وارد شد، امام که چشمش به حضرت مهدی افتاد او را به عنوان آخرین وصی رسول خدا و آخرین امام مؤمنین و حجت برحق خدا معرفی کرد. وصیت ها و سفارشات خود را به او نمود. 
به گفته ابوسهل: گویا در این لحظه احساس شد که آغاز قبول مسئولیت امام زمان بود. بعد از آن حضرت امام حسن عسکری(ع) رو به فرزندش کرد و گفت: یا سیدی اهل بیته اسقنی با لماء فانی ذاهب الی ربی" ای بزرگ خاندان، خودت آبی به من بنوشان؛ زیرا من به زودی به سوی پروردگارم خواهم شتافت".


گاهنامه رنگارنگ
#متن_ادبی

بدان که خداي تعالي در ظاهر
کعبه اي بنا کرده که آن از سنگ و گل است
و در باطن کعبه اي ساخته که از جان و دل است.

آن کعبه ساخته ابراهيم خليل است و اين کعبه بنا کرده ی ربّ جليل است.
آن کعبه منظور نظر مؤمنان است و اين کعبه نظرگاه خداوند رحمان است.

آن کعبه حجاز است و اين کعبه راز است.
@wwwgahnamerangarangir

آنجا چاه زمزم است و اينجا آه دمادم.
آنجا مروه و عرفات است و اينجا محل نور ذات.

کعبه ی گل را زیارت میکنی حاجی شوی

کعبه ی دل را زیارت کن که ناجی شوی.

#خواجه_عبدالله_انصاری

#خوب_هميشه_زيباست

اگر حق با شماست، به خشمگین شدن نیازی نیست؛
و اگر حق با شما نیست، هیچ حقی برای عصبانی بودن ندارید!
صبوری با خانواده عشق است،
صبوری با دیگران احترام است،
صبوری با خود اعتماد به نفس است
وصبوری در راه خدا، ایمان است.
اندیشیدن به گذشته اندوه،
و اندیشیدن به آینده هراس می آورد؛
به حال بیاندیش تا لذت را به ارمغان آورد.
در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا؛
زیرا هر آنچه زیباست، همیشه خوب نمی‌ماند؛
اما آنچه خوب است، همیشه زیباست.

:hibiscus::fallen_leaf::hibiscus:
@wwwgahnamerangarangir:hibiscus::fallen_leaf::hibiscus:


گاهنامه رنگارنگ

انتخاب همنشین و گزیدن دوست نکته ای بسیار مهم است چرا که به مرور زمان،طینت و خلق و خو دوست به فرد منتقل می شود و این امر موضوعی است غیر قابل انکار توجه شما را به اشعار زیر در این زمینه جلب می نمایم:

  شعر سعدی:

گلی‌ خوش‌بوی‌ در حمام‌ روزی
رسید از دست‌ محبوبی‌ به‌ دستم‌

بدو گفتم‌ که‌ مشکی‌ یا عبیری
‌كه‌ از بوی‌ دل‌آویز تو مستم‌

بگفتا من‌ گِلی‌ ناچیز بودم
‌ولیكن‌ مدتی‌ با گُل‌ نشستم‌

کمال‌ هم‌نشین‌ در من‌ اثر کرد
وگرنه‌ من‌ همان‌ خاکم‌ که‌ هستم .

شعر بهار:

شبی در محفلی با آه و سوزی شنید ستم ز مرد پاره دوزی



چنین می گفت با پیر عجوزی گلی خوشبوی در حمام روزی



رسید از دست مخدومی به دستم



گرفتم آن گل و کردم خمیری خمیری نرم و نیکو چون حریری



معطر بود و خوب و دلپذیری بدو گفتم که مشکی یا عبیری



که از بوی دل آویز تو مستم



همه گلهای عالم آزمودم ندیدم چون تو و عبرت نمودم



چو گل بشنید این گفت و شنودم بگفتا من گلی ناچیز بودم



و لیکن مدتی با گل نشستم



گل اندر زیر پا گسترده پر کرد مرا با همنشینی مفتخر کرد



چو عمرم مدتی با گل گذر کرد کمال همنشین در من اثر کرد



و گرنه من همان خاکم که هستم
 
 
 


 

 


گاهنامه رنگارنگ

 

 


ﺧﺴﺮﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ:

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧَﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ،
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ!

ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪی ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍی!!

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ می دﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ!!

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ!!

ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ می کنند ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ
گاهنامه رنگارنگ

قطره عسلی بر زمین افتاد، مورچه کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود، پس برگشت و جرعه دیگری نوشید .

باز عزم رفتن کرد، اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند و مزه واقعی را نمی دهد، پس بر آن شد تا خود را در عسل بیندازد تا هر جه بیشتر و بیشتر لذت ببرد .

مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد .

اما ( افسوس ) که نتوانست از آن خارج شود، پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت .

در این حال ماند تا آنکه نهایتا مرد .
www.gahnamerangarang.ir
بنجامین فرانکلین می گوید: دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ! 

پس آنکه به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد نجات می یابد، و آنکه در شیرینی آن غرق شد هلاک می شود .

این است حکایت دنیا.


گاهنامه رنگارنگ

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

طراحی و چاپ | ست اداری،سربرگ،پاکت،لوگو،بروشور فروشگاه فلزات پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان چرم سورنا مرجع تخصصی برنامه نویسی و سئو arfnjm.rozblog.com معرفی کالا فروشگاهی